مسعود حمزهئی، کارگردان پویانمایی «ماجراهای کاوه» با تأکید بر ضرورت شناخت نسل جدید در تولید آثار کودک گفت: کودکان امروز با حجم گستردهای از محتوا روبهرو هستند و برای جذب آنها باید قصهای جذاب با شخصیتپردازی قوی و جهانی داستانی خلاقانه خلق کرد؛ چراکه پیامهای آموزشی زمانی اثرگذارترند که بهصورت غیرمستقیم در دل روایت قرار بگیرند.
به گزارش بنیاد پویانمایی به نقل از روابط عمومی رسانه ملی، کارگردان پویانمایی «ماجراهای کاوه» که این روزها از شبکه نهال پخش میشود، با اشاره به مهمترین نیازهای کودکان امروز اظهار کرد: مهمترین مسئله، قصه است. داستان باید برای کودک جذاب باشد و شخصیتپردازی مناسبی در بستر آن شکل بگیرد. کودکان امروز با حجم زیادی از محتوا مواجهاند و به همین دلیل، باید تا حد امکان از بیان مستقیم پیامها پرهیز کرد. به اعتقاد من، کودکان امروز پیام مستقیم را پس میزنند و لازم است هدف و مفهوم موردنظر، بهصورت غیرمستقیم از دل قصه منتقل شود. اگر قصه جذاب باشد، آموزش نیز در بستر آن اتفاق میافتد.
حمزهئی با تأکید بر ضرورت تحقیق در تولید آثار کودک تصریح کرد: در تمام دورهها، شناخت نسل مخاطب برای تولید یک اثر ضروری بوده است زیرا هیچ نسلی کاملاً شبیه نسل پیش از خود نیست. اثری موفقتر است که سازندگان آن شناخت دقیقتری از مخاطب هدف خود داشته باشند. هرچند سلیقهها متفاوت است، بدون داشتن اطلاعات کافی درباره ویژگیها و نیازهای نسل مخاطب، نمیتوان انتظار داشت یک اثر به موفقیت مطلوب برسد.
این کارگردان با اشاره به رشد اکران پویانمایی در سینمای ایران اظهار کرد: امروز شرایط بهگونهای پیش رفته که تعداد آثار پویانمایی آماده اکران، از یک یا دو اثر در سال فراتر رفته است. برخی سازندگان حتی ترجیح میدهند پیش از حضور در جشنوارهها، آثار خود را مستقیماً اکران کنند. به نظر میرسد اکنون در هر فصل، یک یا دو پویانمایی برای اکران داریم و این موضوع نشان میدهد که پویانمایی جایگاه خود را در سینما پیدا کرده است.
وی افزود: امیدوارم به موضوع محصولات جانبی و تجاریسازی شخصیتها و آثار پویانمایی نیز توجه بیشتری شود تا این بخش از صنعت پویانمایی قدرت بگیرد و زمینه برای توسعه اقتصادی آن فراهم شود.
حمزهئی درباره رقابت تلویزیون با شبکههای اجتماعی در جذب مخاطبان کودک بیان کرد: با توجه به تنوع گسترده محتوا در شبکههای اجتماعی، کار تلویزیون دشوارتر شده است؛ اما اگر اثری قصه خوبی داشته باشد و بر شناخت درست مخاطب استوار باشد، قطعاً میتواند در تلویزیون نیز موفق شود.
وی با اشاره به ضعف قصه و فیلمنامه در بخشی از تولیدات پویانمایی گفت: همواره از قصه و فیلمنامه بهعنوان یکی از ضعفهای اصلی تولیدات نمایشی، ازجمله پویانمایی، یاد شده است. آثاری بیشتر موردتوجه قرار میگیرند که توانستهاند این ضعف را برطرف کنند. کودک امروز با جهانهای فانتزی متنوعی در آثار خارجی مواجه است و اکنون هوش مصنوعی نیز به این فضا اضافه شده است. بنابراین، آثاری میتوانند مخاطب را جذب کنند که شخصیتپردازی قویتر و جهان داستانی منسجمتر و جذابتری داشته باشند.
این کارگردان با اشاره به ظرفیت پویانمایی برای آموزش مفاهیم انسانی و اخلاقی و تقویت خودباوری کودکان تصریح کرد: قصه خوب همواره میتواند بهترین معلم باشد. پویانمایی ظرفیت بسیار بالایی برای انتقال مفاهیم و آموزش دارد، اما تفاوت امروز با گذشته در این است که باید از آموزش مستقیم فاصله بگیریم و نکته آموزشی را در لایههای زیرین و زیرمتن داستان قرار دهیم. این شیوه برای کودکان جذابتر است و امکان برقراری ارتباط عمیقتر با پیام اثر را فراهم میکند.